![]() |
![]() |
|
| در آغوش تنهایی |
|
جگر پاره ام را باز هم خنجر ميزني؟؟ ميخواهي لاشه ريش ريش شده اش را تقديمت کنم تا بي خيال ما شي. راستي تو کجاي اي همه عشق؟؟ حال مرا ميبيني؟؟ امروز امده بودم به پابوست...مرا ديدي؟؟ کاش هنوز هم بودي..انوقت چه کسي بود که با من چنين کند؟؟ پشتم بودي..ولي حالا پشتم شکستس. با همان پشت شکسته امدم وبالاي سرت اشک ريختم... از نامرديهاي زمان برات مويه کردم.. اما چه عبث که تو خود هم کم نديدي از بيوفايي هاي زمانه. اما مگر غير از خودت ديگري هم دارم که برايش حرف بزنم همه عشق من... ديدي مثل هميشه سنگت را بوسيدم..به ياد انروزها که لب بر لبانت ميگذاردم و ديگر از خدا هيچ نميخواستم... اري سنگت را بوسيدم تا بداني که خداي بر روي زمين من بودي وهستي..(بغض ترکید )sh اره بازم امشب دلم گرفته بود خواستم با خودت درد ودل کنم. راستي نميدانم اين چه رسميست که هرگاه که از پيشت بازميگردم به جاي انکه ارامتر از قبل باشم...مجنون تر از پيش ميشم.. شايد باديدنت تمام ان حسرتهاي درد دلم رو ميشود و ميسوزانتم.. ميدونم تو راحتي..راحت خوابيدي... بازم مثل هميشه دعا ميکنم که ان لذتي که نصيب تو شد هرچه زودتر مرا هم در خود غرق کند.. شايد انوقت ديگر حسرتي بر دلم نماند... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 22:44  توسطSH&M
|
|
سلام به همه دوستانی که محبت می کنن به ما سر می زنن راستش خدمت سربازی مارو اسیر خودش کرده اگر سر نمیزنیم شرمنده |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 12:41  توسطSH&M
|
|
سوختم تاازدلم خاكستري ماند بجا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 دی1386ساعت 16:54  توسطSH&M
|
|
كاش هرگز به اين دنيا نيامده بودم vali hanozam man .... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 دی1386ساعت 16:50  توسطSH&M
|
|
براي ... تو را اي عشق ناميرا غم زيبا ، خداحافظ طلوع ياس در قلب شب خارا ، خداحافظ تو شاليزار ... يک کلبه درون سينه ي جنگل هواي ناب باراني ... چه سود اما ؟ ... خداحافظ تو را از خويش راندم من ، ولي سوگند بر باران " من " و " تو " اي نسيم آسا ، نمي شد " ما " ... خداحافظ نگاه آسمان بودي به اين شبگير دل خسته تمام زجر من اما : " چراحالا ؟ " ... ، خداحافظ ببين ! ... دلسرد دلسردم . نگاهم كن ! ... كم آوردم نمي دانم چرا آخر ؟ ... چرا زيبا " خداحافظ " ؟ صدايت آشنا با دل ، چنان بر برگ گل شبنم نشد اما كه من با تو[...] ، برو جانا ... خداحافظ تمام سهم من بودي از اين دنيا ولي بگذر برو اي خنده ي گلها ... نگارينا خداحافظ به قطره قطره ي باران ، به برگ خيس مژگانت تمام آرزو بودي ، ولي [...] اما [...] ، خداحافظ ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 دی1386ساعت 16:16  توسطSH&M
|
|
فكرمي كنی چشات چیه ؟ دو تا بلای معمولی چه جوریه مگه صدات یه جور صدای معمولی وقتی ازت حرف می زنم دیگه نمی لرزه تنم تو هم یکی مثل همه تو آدمای معمولی اما نه ! طفلکی اونا ، از خیلیاشون بد تری یه عاشق دم دمی و یه بی وفای معمولی اون قدیما یادم میاد گفته بودم موهات طلاس نمیشه زیرش بزنم یه جور طلای معمولی تو رو خدا فقط یه بار بیا کلاتو قاضی کن منم مثل اونا بودم؟ اون عاشقای معمولی؟ هرچی بودم دلت رو زد شعرا وعاشقونه هام رفتی سراغ کسی با مو و چشای معمولی من نمیگم آدم باید عاشق چشم و ابرو شه دردیه که خوب نمیشه با یه دوای معمولی کاش ولی لایقت باشه اون که شبات مال اونه فقط میخوام دعا کنم یه جور دعای معمولی تو که شبات روزشدن و روزمورنگ شب زدی کاش لا اقل بچه بودم با اون شبای معمولی کاش جای موندن توی عشق تومشق شب مونده بودم تو مشکل سفیدی اون کاغذای معمولی راستش می خواستم اولش نقش واست بازی کنم نقش یه پسرک ساده و بی اعتنای معمولی دیدی نقاب من چه زودافتاد و من همون شدم باز هم همون پسرکبی اعتنای معمولی راستی میگن شعرای اون از مال من قشنگ تره چی داره که من ندارم یه جور ادای معمولی فکر میکنم که راه به راه بهت میگه دوست داره منو شکست فکرای همین کارای معمولی خوب می دونم من تو دلم واست می مردم ولیکن زیاد واست جالب نبود این گفتنای معمولی چه فایده هرچی که بود تموم شد و دیگه گذشت اینم یه نامه کمتر ازنوشته های معمولی نمی دونم تو می خونیش یا که نگاش نمی کنی به خاطر تازگی اون وعده های معمولی همونا که اول میگن به جز تو هیچکس به خدا یه حرف ساده و دروغ ،یه به خدای معمولی اگه که خوندیشم بگواین مال یه غریبه بود یا لطف اگه داری بگو یه آشنای معمولی اما اگه دیدی که نه زیادی اذیت می کنه بیا سراغ پسری با رویاهای معمولی منم میبخشمت آخه چاره ای جز این ندارم مثل همیشه قهرا و ناز و آشتیای معمولی اگه نخواستی نامه روتو رو خدا پس نفرست رو عادت همیشگی با اون یه تای معمولی خواستم یه جور سادگیموفقط بهت نشون بدم نامه تمیزه ولی با مداد سیای معمولی من خیلیم بد نبودم سعی می کردم بد نباشم خوب بعضی وقتا بد شدم از اون بدای معمولی دیگه مزاحم نمی شم تو کاری با من نداری تیکه کلام خودته این جمله های معمولی فقط یه چیزی دوست دارم به این سوال جواب بدی غیر از تموم پرسش وسوالای معمولی پشت چراغ چشم تو گل بفروشم می خری؟ به من نگاه کن به چش یه جور گدای معمولی! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 آذر1386ساعت 14:19  توسطSH&M
|
ای خواستنی ترینی که خواستنت را خواهانم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 آبان1386ساعت 15:9  توسطSH&M
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 23:52  توسطSH&M
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 مهر1386ساعت 23:36  توسطSH&M
|
|
شبای رفتن تو شبای بی ستارست ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارست با هر نفس تو سینه بغض تو ، تو گلومه با هر کی هر جا باشم عکس تو روبرومه
هوای پاییزی چرا تو عشق ما نشسته سپردی عهدمونو به دست باد و بارون منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم قهر تو رامو بسته غم دلمو شکسته تو این صدای خسته یاد تو پینه بسته غم دلمو شکسته غروبه باز دوباره شب روی انتظاره غم تو نگام نشسته خیال گریه داره اسم تو فریادمه درد تو صدام ترانست خنده ی آینه تلخ و بی تو پر از بهانست
هوای پاییزی چرا تو عشق ما نشسته |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 مهر1386ساعت 2:0  توسطSH&M
|
|
یکی را دوست میدارم
او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است… یکی را دوست میدارم … آری ، او همان روشنی بخش شبهای من است … قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساست پاک قلبم یکی را دوست میدارم ، همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خود به دشت دوستی ها برد… او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش مرا به اوج آسمان دنیای دوستی و محبت آشنا کرد… یکی را دوست میدارم ، همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد … یکی را دوست میدارم ، همان کسی که مرا آرام کرد و معنی آموخت… اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم … او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان می باشد… آری ، تو برایم مانند همان آسمانی… یکی را دوست میدارم ، او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ، بمان و تسلیم باش… می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم.... می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است ..... ای خورشید آسمان روزهای من ، ای روشنی بخش شبهای من ای ستاره درخشان آسمان تیره و تار من ، ای آسمان زندگی من با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را دوست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 1:34  توسطSH&M
|
***کودک کاغذی تولدت مبارک*** (فقط با ۱ ماه تاخیر)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 0:43  توسطSH&M
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|